logo

مصاحبه با بانوی کارآفرین – فرانک عزیزنژاد

خودتون رو معرفی کنید و بفرمایید در چه حوزه ای فعالیت میکنید ؟

فرانک عزیز نژاد هستم متولد سال ۱۳۵۴،  متاهل ودارای دو فرزند پسر ، لیسانس رشته فیزیک کاربردی و فوق لیسانس مدیریت اجرایی.۲۰ سال دبیر آموزش و پرورش بودم و به دلیل مشکل حنجره در مرخصی هستم در صورت بهبود امکان برگشت دارم ،نزدیک به ۶ سال  هست شرکت کیا سبز رو راه اندازی کردیم . هدف این شرکت بهبود زیر ساخت نهاده های کشاورزی بوده یعنی اصلاح خاک، نیاز گیاه رو برطرف کنیم و خروجی محصول کیفیت وافزایش عملکرد داشته باشه و در آخر نیاز به سم کمتر شود.

 

از کجا تصمیم گرفتید به جای کار برای دیگران خودتان کسب و کار مستقل را شروع کنید؟

بعد از نیمه وقت شدن کار، مشغول مطالعه در خصوص بیماری ها و سونامی سرطان و دلایل آن که تغذیه  نا مناسب هست  شدم همچنین پیشگیری از این بیماری ها که  تولید مواد ارگانیک و اصلاح زیر ساخت مواد غذایی میباشد. البته از  قبل هم از طریق دوست همسرم شناختی نسبی در مورد مکمل های غذایی برای گیاهان و خاک که از خارج وارد ایران می شد داشتم . در این بین با بزرگان ومتخصصین آشنا به این مواد مشورت کردم اما همه دوستان به دلیل سختی کار و داشتن مسئولیت زیاد تولید این محصولات و آموزش کشاورزان ، من رو از این کار نهی کردند .

 

چه زمانی ، تحت چه شرایطی و توسط چه کسانی به کارآفرینی علاقمند شدید؟ چه اهدافی داشتید؟ چه نیازها یا شرایطی شما را وادار به این کار کرد؟

با توجه به شناختی که نسبت به روحیات خود داشتم که بسیار سخت کوش و اهل مبارزه و تلاش هستم این راه را انتخاب کردم راهی که دوستان به دلیل سختی موجود من را از آن برحذر داشتند البته ناگفته نماند زمانی که شروع کردم نمی دانستم به این نوع حرکت کارآفرینی گفته میشه. یکی از اهدافی که داشتم کمک به کشاورز در تولید محصول سالم بود و دیگه اینکه برای جوانان فارغ التحصیل رشته کشاورزی اشتغالی ایجاد شود و در نهایت سرمایه ای که همسرم در این راه گذاشتند علاقه مند بودند در راه ایجاد شغل وخلق یک ارزش و تولید ،مصرف شود. کلا نیاز به یک فعالیت خاص در راستای خدمت به این مملکت من و همسرم را به این فکر و در نهایت فعل وادار کرداگرنه نیاز مالی انگیزه شروع کار نبود.

 

قبل از آغاز کسب و کار ، تجربه و تخصص لازم رو در این زمینه داشتید؟ آیا تخصص برای شروع این کار اهمیت داره؟

متاسفانه هیچ شناخت ویا تخصص یا تجربه ای در این زمینه نداشتم و شروع کار خیل سخت بود البته مطالعات گسترده ای با کمک و همیاری آشنایان متخصص در این امر داشته ام .قطعا برای ورود به هر کاری نیاز به تخصص در مورد آن وجود دارد و خدارا شکر با علاقه ای که من به گل و گیاه و طبیعت دارم یادگیری و آشنا شدن به این تخصص کار مشکلی نبود هرچند که رشته من فیزیک بود و باید در زمینه شیمی و کشاورزی مطالعه می کردم . خوشبختانه بعداز حدود ۲ سال با افراد متخصص که به کار اشراف داشتند آشنا شدم و از آنها به عنوان مشاور فنی کمک می گرفتم که همچنان همین رویه ادامه دارد و البته بنده با وجود اینکه با کار آشنا شده ام ولی در کل مدیریت مجموعه را دارم.

 

ایده‌پردازی تا تجاری‌سازی ایده‌تان چه مقدار زمان برد؟‌چقدر در روز روی آن کار می‌کردید؟

۲ سال مطالعه شبانه روزی  ومشورت با  کارشناسان زبده و دانشگاهی .

 

 

سرمایه لازم برای شروع رو داشتین .اگر آن موقع سرمایه لازم و کافی برای انجام این کار را در اختیار نداشتید از چه روشی استفاده میکردید ؟ آیا از بیرون کمکی گرفتید ؟

بله سرمایه اولیه رو داشتیم اماریسک نکردم و پول زیادی رو برای شروع کار استفاده نکردم و برای ساخت وسائل اولیه  و شروع کار همسرم کمک میکردند ، اگر پول کافی برای شروع را نداشتیم  از وام جواز کسب استفاده میکردم  ولی همسرم از من خواستند که با داشته های اولیه خودمان شروع کنیم.

 

مقداری راجع به شرایط سخت و بحران‌هایی که روزهای اول آغاز به کار با توجه به اینکه خانم هستین و با آن مواجه بودید، برایمان بگویید:

برای شروع یک کار جدیدقطعا مشکلاتی وجود داره که از بزرگ ترین مشکلات عدم وجود بانک اطلاعاتی و مرجع مطمینی که بدون غرض شما را راهنمایی کند ،نبود انسجام بین وزارتخانه های مرتبط ، متعهد نبودن و نداشتن سواد یا به نوعی اطلاعات صحیح در مورد چگونگی طی مسیر کارمندان وزارتخانه و ادارات دولتی ، وجود قوانین بی ارزش و دست و پاگیر اداری ، نبود حمایت کافی از تولید کننده (به گونه ای که همه من را از انجام کار منصرف می کردند)

خوشبختانه به دلیل سرسختی زیاد و پشتکار در عمل رساندن این فکر  من هیچ مشکلی به عنوان یک زن نداشتم ، مخصوصا در به دست آوردن راهکار برای حل مشکلات ، و با برخوردهای گاهی خیلی تند جنسیت من به چشم نمی آمد و مانعی برای من نبود .

 

الان که به این موفقیت رسیدین با چه مشکلات و تنگناهای سختی مواجه شدید که مجبور بودید آنها را حل و فصل نمایید؟

مشکلات الان بیشتر از قبل است ، برای هر قدمی با وجود داشتن پروانه بهره برداری و مجوزهای سازمان آب و خاک و …. باید کلی کاغذبازی انجام بدی تا به یک مجوز برای تولید یک محصول جدید برسی.متاسفانه آنطور که به ما سخت می گیرند سراغی از متقلبین محصولات مشابه ما نمی گیرند .از همه بدتر سازمان تامین اجتماعی است و ….

بعد از آن فاصله کارخانه تا دفتر است که باید در اطراف تهران باشد که رفت و آمد را برای ما سخت کرده استالبته این واقعا اجتناب ناپذیره و درستش هم همین است که کارخانه های صنعتی به دلیل آلودگی از شهرهای بزرگ دور باشند.

 

در طول این دوره چه چالش‌هایی برای شما به وجود آمده؟آیا این کار به روابط خانوادگی شما آسیب وارد ساخته و یا مشکلاتی از این دست برایتان بوجود آورده است؟

با شروع این کار می شه گفت کل وقت زندگی من را فکر کردن و حرکت دادن این کار گرفته و کمتر به خودم توجه دارم ولی سعی کردم در خدمت فرزندانم باشم و گاها به دلیل مشغله زیادکاری که در منزل حضور ندارم وقتی به بچه ها میرسم از بس پیگیری می کنم و سخت می گیرم بیشتر اذیت می شوند در حالی که من فکر می کنم محبت می کنم ،خوشبختانه چون  تخصص همسر من در زمینه فنی میباشد و ایشان هم  کارآفرین هستند،  بسیار همراه من بودند و شرایط من رو درک میکردندو مشکلی در این زمینه نداریم .

 

آیا تا به حال اهداف شما تغییر کرده است و یا این که به همه آنها دست یافته‌اید؟

اهدافم که تغییری نکرده ولی به مرور زمان اهدافم پخته تر شده است خوشبختانه به هدفم رسیده ام و بیشتر از چشم انداز های مورد نظر به آن دست یافته ام ولی هنوز خیلی راه برای رسیدن به ایده آل هایم در پیش رو دارم .

 

 

شیرین‌ترین و تلخ‌ترین خاطره کاری شما چه بوده است؟

در کار کردن با قشر کشاورز می توان گفت هر روزبا اتفاقات جدیدی روبرو هستیم ،از خاطرات شیرینی که تجربه کردم تماس تلفنی از یک کشاورز بود که جغتا زندگی میکرد و یک محصول میخواست و برای درخواستش پول را زودتر از دریافت واریز کرد بعد از آن ما به دنبال شهر ایشون گشتیم و خیلی وقت گذاشتیم تا اینکه شهر ایشون رو پیدا کردیم و دیدیم به هیچ وجه نمیشود محصول رو به دست ایشان رساند در آخر به این نتیجه رسیدیم که محصول رو پست کنیم و بیشتر از پول محصول هزینه پست دادیم اما حس خوب اعتماد رو تجربه کردیم .

نمونه دیگر این تجربه خوب این بود که کشاورزی محصول رو خریداری کرده بود  و سر موعد آن پولی نداشت که واریز کنه و و بعد از ۱ سال بعد از به دست آوردن پول لازم هزینه محصول رو برای ما واریز کرد در صورتی که ما این مبلغ را فراموش کرده بودیم .

 این حس اعتماد متقابل یکی از  بهترین حس هایی هست که تجربه میکنیم .

 

 

 چه توصیه‌ای برای افرادی که رویای کارآفرینی در سر دارند، دارید؟

بی گدار به آب نزنند و تحت تاثیر اسم کار آفرینی قرار نگیرندو با مطالعه شروع کنند و بدانندکه کار آفرینی با اشتغالزایی فرق دارد کار آفرینی یک ایده ست که تبدیل به یک محصول میشود و بعد از تولید محصول باید دنبال مشتری و بازارش بود ولی اشتغال یعنی حتی افتتاح یک مغازه و داشتن چند فروشنده … و این تفاوت را خیلی ها نمیدانند و بدون فکر و نقشه و ایده و سرمایه وارد این راه میشوند که ریسک بزرگی ست .

 

چرا تصمیم به تجهیز / تغییر با یک  برند گرفتید ؟

وقتی ساختمان جدید کارخانه ساخته شد برای قسمت اداری نیاز به تجهیزات دکوری و مصرفی داشتیم و با چندین شرکت طراح نیز مذاکره کردیم .

 

دلیل انتخاب آرفونی از بین برندهای مطرح  چه بود ؟

در ادامه بازدیدهای بانوان کارآفرین از دفتر آرفونی بازدید کردیم و با خانم گله داری به عنوان رییس هیئت مدیره آرفونی آشنا شدیم و به دلیل حمایت از بانوی کار آفرین وتوانمندی گروه طراح آرفونی و مطابق بودن با نیاز من تصمیم گرفتم با آرفونی همکاری کنم .

 

چه توصیه ای به آرفونی دارید ؟

از تجهیز دفتر با آرفونی راضی هستم اما موردی که میتوانم به عنوان یک پیشنهاد مطرح کنم هماهنگی بیشتر بین سلیقه مشتری و طراح آرفونی است.

 

و سخن آخر

لطفا دم از ناامیدی و نیستی نزنیم واقعا این کشور غنی هست و مردمان خوبی دارد و ما به خاطر نداشته هامون بی تقصیر نیستیم  و باید برای رسیدن به ایده آلهایمان تلاش کنیم . با حداقل ها شروع کنیم، تلاش کنیم و  امیدوار باشیم تا کشور آبادی داشته باشیم .

قسمت نظرات غیرفعال شده است.